محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )

997

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )

بيت شررى را كه جست از آهن و سنگ * بىفروزينه مشكلست درنگ فلخمه - [ به لام و خا و ميم . به وزن منظره ] و فخلمه - بتقديم خا بر لام - هر دو بمعنى محلوج نداف باشد در تحفه [ 1 ] . فراخته - يعنى بالا برده و بلند كرده [ 2 ] مولانا جامى گويد : [ بيت ] دنبال قد « 1 » فراخته طفلان بيگناه * با قامت خميده ز بار گنه مرو فراشته نيز به اين معنى است . مثالش فرخى « 2 » گويد : بيت فراشته بهنر نام خويش و نام پدر * گذاشته ز فلك قدر خويش و قدر تبار فرغانه - نام ولايتى است در ميان سمرقند و چين و در نسخهء نيازى شهرى باشد كه اندكان نيز گويند و در مؤيد بمعنى شعبه‌اى از نهاوند نيز آمده . [ 3 ] مثال اين معنى امير خسرو گويد : بيت گاه فروغ دم نائى بكام * داده بفرغانه فراغى تمام فرغرده - [ به راء و دال مهملتين و غين معجمه به وزن پرورده ] يعنى آغشته و بر هم سرشته . مثالش مولوى مثنوى گويد : بيت علم اندر نور چون فرغرده شد * پس ز علمت نار يابد قوم لد [ 4 ] و در فرهنگ فژغرده آورده كه - راى اول ، زاى فارسى - باشد . فژولنده « 3 » - [ بضم فا و زاى فارسى و فتح لام و دال ] يعنى تقاضا كننده و برانگيزنده بجنگ و كار و غيرهما . و بمعنى دور كننده نيز به نظر رسيده . فنوده - [ بنون . بون نموده ] يعنى فريفته و غره شده . مثالش شمس فخرى گويد : بيت « 4 » خصمش بفنودست بدين زخرف دنيا * خرسند شود گاو بگنجالهء فلخود و بجاى - نون تاء - [ 5 ] نيز به نظر رسيده .

--> ( 1 ) - « س » : قدى . ( 2 ) - « س » : شمس فخرى . ( 3 ) - « س » : فرفژولنده . ( 4 ) - « س » ندارد . ( 1 ) در برهان است كه فلخمه بفتح اول و دوم بمعنى فلخمان است كه فلاخن باشد و به سكون ثانى و فتح ثالث بمعنى دخمه و مقبره و گورخانهء گبران است ( ظاهرا مصحف دخمه است . حاشيهء برهان ) . و قفل را را نيز گويند . و مشتهء حلاجان را نيز گويند . و ذيل فخمله گويد مشتهء حلاجان را گويند و آن آلتى است از چوب كه بر زه كمان زنند تا پنبه حلاجى شود . ( 2 ) برهان فراختن آورده است فقط و فراخته و فراشته ندارد . ( 3 ) برهان گويد نام كوهى هم هست كه مردم گياه ( يبروح الصنم ) در آن كوه مىشود و نام شعبه‌اى از موسيقى نيز هست كه نهاوندك گويند . ( 4 ) لد جمع الد ، مردم سخت خصومت كه به حق ميل نكند . ( منتهى الارب ) . ( 5 ) يعنى : فتوده . در برهان معنى آرام گرفته نيز دارد .